خورشاه بن قباد الحسينى

234

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

فرخنده آثارش بر رفاهيّت حال عباد و معمورى بلاد مصروف بود و عموم اوقات با بركات را به مصاحبت « 1 » و مجالست سادات و علما و اهل فضل صرف مىنمود و آن جناب نيز از حليهء فضل و كمال خالى نبود و با وجود لكنت زبان تكلّم شيرين داشت و گاهى كه به پايهء سرير سعادت مصير شاهى مشرّف مىگشت ، حضرت شاه جمجاه اكثر اوقات با آن جناب صحبت مىداشت و حكايات مطايبه‌آميز ميانهء ايشان بسيار مذكور مىشد و در مجلس بهشت [ 180 ] اساس كه حضرت شاه گردون كرياس به شرب خمر اقدام مىنمود ، امير عبد الكريم حريف شراب و حريف نرد آن حضرت بود و گاهى ديگر كه در مازندران بر مسند حكومت اقامت داشت ، حضرت شاه عالم‌پناه با آن جناب نرد غايبانه مىباخت و چون اكثر اوقات كعبتين اقبال بر مراد خاطر حضرت شاه دريانوال مىگرديد و مهرهء طالع امير عبد الكريم در ششدر و بال گرفتار مىگشت ، حضرت شاه با دين و داد به جهت وصول زرى كه به گرو مىبرد تحصيلداران به صوب مازندران مىفرستاد و امير عبد الكريم طوعا « 2 » اوكرها آن مبلغ را مىداد . چون مدّت پنج شش سال كامران و كامكار روزگار گذرانيد ، از كج‌روى چرخ جفاكار در ماه رجب سنهء ثلثين و تسعمايه [ 930 ] حضرت شاه فلك‌اقتدار ، شاه اسمعيل ، سفر آخرت اختيار فرمود و سكّهء سلطنت ملك « 3 » ايران به نام و القاب همايون خلف ارشد آن حضرت مزيّن گشته ، چوهه سلطان تكلو ، وكيل السلطنه و صاحب اختيار شد . چون آن جناب را با آقا محمد روز افزون آشنايى قديم بود ، در اين وقت همّت بر استخلاص وى گماشته او را از قلعهء النجق بيرون آورد و مهمّات آن جناب را بر وجه دلخواه سامان داده نصف مازندران را باز به وى ارزانى داشت . چون آقا محمّد با منشور ايالت ملك موروثى و قورچى خاصّهء نوّاب شاهى به مازندران رسيد ، امير عبد الكريم كه در شهر سارى رحل « 4 » اقامت افكنده بود ، اطاعت حكم قضا جريان نموده از سارى متوجّه بارفروش‌ده شد و شهر سارى را با توابع و لواحق به تصرّف آقا محمد گذاشت و بعد از چند گاه سپاه خويش را فراهم

--> ( 1 ) . ب : مصاحب . ( 2 ) . ت : طاعا . ( 3 ) . ت : مملكت . ( 4 ) . ب و ت : رحلت .